|
همه احساسم مال تو و تمام دل تنگی هایت مال من بهترین عطرهایم از نفس تو ساخته می شوند ... پ.ن : ای کاش زندگیم در کاسه آبی خلاصه می شد تا آن را بدرقه راهت می کردم ...
فردا روز دیگری ست که بر عمر تلف شده ام افزوده می شود و من طوری در خیال تو گم شده ام که گویی هرگز نبوده ام ... پ.ن ۱ : سکوت تنها پاسخ من به بی رحمی های توست ... پ.ن ۲ : زیباترین گناه عمرم تویی ...
چه ساده بودم آن هنگام که می پنداشتم ترکیدن بادکنک بچگی ام ناگوار ترین حادثه عالم است ... پ.ن : برای رسیدن به تو فاصله ها را نو کرده ام ، اما تو به اندازه فاصله ها از من دوری ...
شیشه پنجره را باران شست از دل من اما چه کسی نقش تو را خواهد شست ... پ.ن : کاش در کتاب قطور زندگیت سطری باشم ماندنی ، نه حاشیه ای از یاد رفتنی ...
هنوز دلم بهانه ات را می گیرد تمام درد های دنیا را نردبان کنی دستت به سقف دل تنگی های من نمی رسد ... پ.ن : تک تک روزهایم را می سوزانم تا چشمکی شود برای شب های بی ستاره ات ...
آرزوهایم زیر انبوهی از خاکستر هنوز شعله ورند هنوز نفس می کشند نسیم مهربانی تو کی می وزد ... پ.ن ۱ : داستان زندگی من قصه ایست که متن آن وجود تو و پایانش نبود توست ... پ.ن ۲ : خدایا خسته ام خسته ، ساز دلم غمگین است و شکسته ...
هجوم حادثه ها، مرور خاطره ها حیرت است و حسرت مداد شمعی هایم را بیاورید روشنی می خواهم شب های تارم را ... پ.ن : به جز حضور تو هیچ چیز را در این دنیای بیکران جدی نگرفته ام حتی عشق را ...
دیگر دنبال قافیه نیستم، بی قافیه دلم را باخته ام در این مثنوی به جناسی رسیده ام از دل تنگی و تنهایی و شیدایی که فقط خدا کند دلدارم، دلش را به استعاره نگرفته باشد ... پ.ن : از با تو بودن برایم عادتی ساختی که هرگز بی تو بودن را باور ندارم ...
دل من از تبار ديوارهاي کاهگلي است ساده مي افتد، ساده می شکند، ساده مي ميرد دل من تنها سخت می گرید . . . پ.ن : ای کاش بدونی ندیدن و نبودنت دلیلی نمی شه برای از یاد بردن و فراموش کردنت ...
شانه ام را تكيه گاه گريه هایت مي كنم اما از ياد نبر، بي باران در اين روزهاي دوري و درد هيچ شانه اي، تكيه گاه رگبار گريه هاي من نبود... هيچ شانه ای...!!! پ.ن : چترم باز باشد یا بسته فرقی نمی کند بی تو آسمان دلم همیشه ابریست ...
چه عجیب است رسم روزگار تویی که بهترین بهار را برایم رقم زدی امسال با رفتنت بدترین نوروز را تجربه می کنم ... پ.ن ۱ : بهار امسال بی تو برایم از پاییز غم انگیز تر است ... پ.ن ۲ : نوروز هیچ عیدی برایم ارزشمند تر از حضور تو نیست ...
به تو سپرده بودمش به هزار و یک امید و امروز برای هزار و یکمین بار، دلم را می برم تا شکستگی اش را گچ بگیرند ... پ.ن :امید را هیچ وقت از کسی نگیر شاید این تنها چیزی است که او دارد ...
نگاه، گلی ست که از پیوند چشمانمان شکفته می شود و نگاهت که می کنم زبانم تهی می شود از تمامی کلمات ... پ.ن :هزاران گل تقدیم به شیشه شکسته ای که لبخند تو را هزاران بار تکرار می کند ...
قشنگ ترین لحظه هایم را به پای ساده ترین دقایقت خواهم ریخت تا باز هم بدانی که عاشق ترین پروانه ات بودم و مجنون ترین دیوانه ات هستم ... پ.ن :داغ ترین احساست را نصیب کسی کن که در سرد ترین لحظات به یاد توست ...
وقتی دل، تنها کالایی ست که خدا شکسته آن را می خرد پس چرا من به دست کسی که دلم را شکست بوسه نزنم ... پ.ن :تنها بنایی که اگه بلرزد محکم تر می شود دل است...
سخت است هنگام وداع آنگاه که در می یابی چشمانی که در حال عبور است، پاره ای از وجود تو را نیز با خود خواهد برد ... پ.ن : رفتی امـــــا نه از دل ...
دیگر گل های مهربانی در دل کسی جوانه نمی زند نشانی از عشق اگر هست، تنها رد پایی ست آن هم سال هاست که پوشیده شده با برف های سرد و سنگین بی اعتنایی ... پ.ن : پسری آسمان نقاشیش را سیاه کشید تا پدر پیر و زحمتکشش در آفتاب نسوزد...
این که مدام به سینه ات می کوبد، قلب نیست ماهی کوچکیست که بوی دریا هوائیش کرده قلب ها همه نهنگانی هستند در اشتیاق اقیانوس ... پ.ن :مثل ساحل آرام باش تا مثل دریا بی قرارت باشند ...
پروانه ی احساسم در دامی افتاده که عنکبوتش سیر است نه می تواند پرواز کند و نه می تواند بمیرد ... پ.ن : آن سوی ناکامی ها خدایی ست که داشتنش جبران همه نداشتن هاست...
دلم همچون آسمان پر از ابرهای بارانی ست ای کاش دلم امشب بگرید شاید که بغض چشمانم بشکند ... پ.ن :با چشمان تو مرا به الماس ستارگان نیازی نیست...
خاطرم نیست تو از بارانی یا که از نسل نسیم هر چه هستی، گذرا نیست هوایت ،بویت فقط آهسته بگو با دلم می مانی ...؟؟؟ پ.ن :بی قراریم را در نداشتن تو می پنداشتم و امروز پس از داشتن تو تا همیشه بی قرارم...
من به خاطر تو پاییز می شوم، زمستان می شوم اما بدان بی تو، این آخرین بهاری ست که برایت سخن از تابستان می زنم ... پ.ن :کاش به زمانی برگردم که تنها غم زندگیم شکستن نوک مدادم بود ...
وقتی صدای خرد شدنت زیر پای عابران زیباترین صدای پاییز است دیگر چه فرقی می کند برگ سبز کدامین درخت باشی ...!!! پ.ن :هیچ بارانی جای پای تو را از کوچه قلبم نخواهد شست ...
همه کلمات با آنچه میان من و توست بیگانه اند و من هیچ کلمه ای را برای گفتگو با تو شایسته تر از سکوت نیافتم آیا صدای مرا می شنوی ...؟؟؟ پ.ن :کاش در آسمان سکوتت لکه ابری بودم تا برای همه دل تنگی هایت می باریدم ...
از تو که حرف می زنم،همه فعل هایم ماضی اند حتی ماضی خیلی خیلی بعید،کمی نزدیک تر بنشین دلم برایت مثل حال ساده تنگ شده است ... پ.ن :بزرگ ترین متهم تاریخ کسی است که نداند قلبش برای چه کسی می تپد ...
در نبودنت زندگي، چیزی جز تکرار تنفس نیست تنفسی فقط برای بودن بودنی به ارزش هیچ ...!!! پ.ن :شکستن قلب من چقدر قدرت می خواست که فکر کردی قوی ترینی ...
در زنده بودنم تمنای لبخند تو را داشتم و نخندیدی بعد از مرگم گریستنت، کدامین دردم را درمان خواهد کرد ...؟؟؟ پ.ن :یادم باشه که با اشک چشمانم، مرده شور مردگانت باشم ...
زیبایی دنیا را ،تنها آن لحظه ای که به چشمان تو نگریستم دریافتم و از آن پس هیچ لحظه ای از عمرم، بدون اندیشه تو سپری نشد ... پ.ن :نترس از هجوم حضورم، چیزی جز تنهایی با من نیست ...
از ساعت متنفرم..،از این اختراع عجیب بشر که جای خالی حضور تو را به رخ دل تنگی های من می کشد ... پ.ن :من از آن روزی که در بند توام آزادم ...
وقتی قرار باشد من بی قرار تو باشم و تو تنها قرار زندگیم از هر چه قرار غیر تو باشد خواهم گذشت ... پ.ن :تقدیم به کسی که عطر مهربانی اش در تمام وجودم همیشه هست ...
|