del neveshteh 25

شب ها چراغ دلت را روشن بگذار

تا فرشته ها راه خود را گم نکنند

شب های بی فرشته سنگین می گذرد

مثل روزهای بی تو ... 

 

پ.ن :عمیق ترین درد زندگی دلبستن به کسی است که بدانی هرگز به تو تعلق ندارد ...

 

 

del neveshteh 24

وقتی دل سپردگی ام را

با نیش خندی مهمان کردی،

با خود گفتم:

خواهم ماند،خواهم زیست به احترام دلم ...!!!

 

پ.ن :چگونه شیشه شوم وقتی همه نگاه ها از سنگ است ...

 

 

del neveshteh 23

رد گام هایت را که می گیرم

از تو دورتر می شوم

گویی کفش هایت را برعکس پوشیده ای ...!!! 

 

پ.ن: این روز ها خیلی خ س ت ه ا م ...

 

 

del neveshteh 22

آبی امیدت را به زرد نا امیدم بریز

تا جوانه های سبز عشقت

در وسعت تنهایی ام بروید ... 

 

پ.ن: سوختن به تماشا نمی شود آتش بگیر تا بدانی چه می کشم ...